در 1074 - 1075 سلطان جلال‌الدين ملكشاه سلجوقي او را به رصدخانهٴ جديد ري (يا نيشابور، يا اصفهان‌)؟ دعوت كرد تا تقويم قديم ايراني را اصلاح كند: 365 روز = 5 روز + (30 × 12) روز. اين تقويم پس از تسلط مسلمين جاي خود را به تقويم اسلامي داده بود. تقويم خيام به‌ تاريخ جلالي‌1 موسوم است‌؛ مبدأ آن 10 رمضان 471 ق - 16 مارس 1079 م بود. راجع به‌ اصلاح خيام تفسيرهاي متعددي وجود دارد كه هر كدام بر ميزان معيني از دقت دلالت دارد، ولي‌ به هر صورت‌، تقويم خيام بسيار دقيق بود، احتمالاً دقيق‌تر از تقويم گريگوري‌. شايد درست‌ترين تفسير يكي از سه تفسير زير، و دومي محتمل‌تر از همه است‌. راجع به هر كدام اول‌ مأخذ، سپس تعداد كبيسه‌ها و در آخر ميزان خطا را ذكر كرده‌ام‌.
به گفتهٴ شيرازي (درگذشته 1311) 17كبيسه در 70 سال‌؛ 1 روز اشتباه در حدود 1540 سال‌.
به گفتهٴ الغ بيك (درگذشته 1449) 15 كبيسه در 62 سال‌؛ 1 روز اشتباه در حدود 3770 سال‌.
بنابر تفسير جديد 8 كبيسه در 33 سال‌! 1 روز اشتباه در حدود 5000 سال‌.
(تقويم گريگوري در هر 3330 سال يك روز اشتباه دارد).
روش‌هايي براي تعيين وزن مخصوص‌.
از رباعيات عمر خيام‌، كه مخصوصاً پس از 1859 (هنگامي كه ادوارد فيتزجرالد نخستين‌ بخش از ترجمهٴ آزادش را به زبان انگليسي منتشر كرد) از رايج‌ترين آثار كلاسيك شده‌، نمي‌توان‌ ذكري نكرد. عمر خيام احتمالاً صوفي نبوده‌، بلكه بيشتر از لاادريه به شمار مي‌رفته است‌.
مقايسهٴ افكار او با افكار لوكرتيوس و ولتر هر چند تداعي‌كنندهٴ برخي از افكار آنان است‌، ولي‌ براي نتيجه‌گيري ناكافي است‌.

غزالي‌

يادداشت مرا در فقرهٴ فلسفه (ب‌) در بالا ببينيد.

محمد بن عبدالباقي‌

ابوبكر (؟) محمد بن عبدالباقي بغدادي در حدود 1100 برآمد. ممكن است مؤلف شرحي بر كتاب دهم اصول اقليدس باشد، كه به خاطر كاربردهاي عددي رواج زيادي يافت‌. عنوان لاتيني‌ اين كتاب در ترجمهٴ ژرار كرمونايي رسالهٴ قاضي راجع به كتاب دهم اصول اقليدس است‌.2


1 .تاريخ جلالي و تاريخ مَلِكي هر دو از نام جلال‌الدين ملكشاه اخذ شده است‌.
2 Liberjudei super decimum Euclidis. ، شخصي به نام ابوبكر محمد بن عبدالباقي بزاز معروف به‌ قاضي - المارستان در حدود 1123 در بغداد زندگي مي‌كرده است‌. اگر اين شخص همان شخص مورد بحث باشد، شرح كتاب دهم به احتمال زياد مربوط به آغاز سدهٴ دوازدهم خواهد بود[ .نالينو و سوتر همين شخص را با محمدبن عبدالباقي مذكور در بالا كه آثاري در حساب داشته‌، يكي دانسته‌اند. - و].